امیرعلی گلم

ماجرای سفر دایی و خاله

امیرعلی در حال بازی با دایی از راهه دورررررررررر روزهای دریایی امیرعلی --------------------------------------------------------------------------------------------------------- ظ این عکس از پست قبل جا مونده بود -----------------------------------------------------------------------------------------------------   در بازگشت از سفر، خاله و دایی امیرعلی گلی رو با خودمون آوردیم و یه هفته پیشمون بودن تو این مدت هر روز بیرون بودیم و حسابی خوش گذروندیم و  پسرکم کلی بهشون وابسته شده بود دیشب رفتن و  امیر علی از سرشب که متوجه شده بود بهونه گیری میکرد یک ساعت دایی دنبال جورابش میگشت آخر...
27 بهمن 1392

این چند وقته

از همه ی دوستانی که در نظرسنجی ما شرکت کردند صمیمانه تشکر میکنم   تو این مدت که نبودم اتفاقات زیادی افتاد و الان تا جایی که بتونم ماندگارشون میکنم اول بگم از 4 شب گذشته که خیلی سخت بهمون گذشت چرا که پسرکم سخت مریض شده بود و سه شب تب شدید داشت و پایین نمیامدمن و باباییش شیفتی بیدار بودیم و پاشویه و دستمال رو سر و... دیشب خداروشکر تب نکرد ولی تا صبح ناآرام بود و انگار جایی از بدنش درد میکرد مدتی هست که هر از چند گاهی شبا پاهاش درد میگیره و بهانه گیری میکنه دکتر گفت به خاطر رشدشه عصر که از خواب بیدار شد گریه میکرد و به دهنش اشاره میکرد نیگاه کردم دیدم لثه دندون کرسیش زخم برداشته و خون میاد یه...
12 بهمن 1392
1