امیرعلی گلم

خاطرات بزرگ شدن امیرعلی شیطون ما

خوشا شیراز

سلام به دوستای خوبم یه چند وقتیه کسل شدم انگار بعد برگشتن از مسافرت و اوون همه گشت و گذار الان که برگشتیم خونه، دیگه دل و دماغ ندارم بالاخره با هزار تا زور و زنگ تصمیم گرفتم خاطرات این چند وقته رو تا فراموش نکردم به ثبت برسونم، آلزایمره دیگه !!نمیشه رویه مخیلم زیاد مانور بدم از 20 مرداد بود که محیایه سفر شدیم عروسیه عمه و عمویه امیرعلی گلی اوونم توو یه روز  جایه همه خالی دو تا عروس و داماد داشتیم و چون عروس و دامادا با هم خواهرو برادر بودن هیچ ممنوعیت شرعی هم نبود و خیلی راحت بودن و واقعآ عروسیه بامزه ای بود حسابی خوش گذشت ان شالله که خوشبخت بشن بعد عروسی راهیه یه سفر خاطره انگیز شدیم یزد و شیرازو شهرهایه بین راهو ...
18 شهريور 1393
1